تبليغاتX
مي رسد يوسف فاطمه (س) از راه... یوسف فاطمه سلام الله علیها
86/11/26
 

سلام!

چند وقتی نبودم. چند وقت به اندازه تقریبا صدو بیست و چند روز!

نیامدنم را نفهمیدم و دوباره آمدنم را هم...

اما میدانم آن به عهده خودم بود و این به عهده خودش!

وقتی صفحه رو باز کردم برای "پست مطلب جدید" حس خوبی داشتم! شاید باید می رفتم تا قدر گرمای اینجا رو بدونم...

اما همیشه اینجا را به یاد داشتم. حتی در سرمای چند ده درجه زیر صفر هوای نفس!

گرما را دیدم... سرما را هم دیدم...

حالا وقت ترک خوردن است!


امیدوارم برگردم برای آپ کردن

نه التماسی نه در خواستی...

 

اگر یادتان بود و باران گرفت

دعایی به حال بیابان کنید!...

 

یا علی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~
86/07/18
 

صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوی فرشتگان پاک کردن گناهان و از طرف مردم دعاست

 

رسول خدا فرمود:کسیکه صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است!

 

بعضی از علمای علم حروف میگویند:صلوات مرکب است... به شرح زیر:

"صاد" صلوات از صمد است که از اسما خداوند است.

"لام" صلوات از لطیف است که از اسما خداوند است.

"واو" صلوات از واحد است که از اسما خداوند است.

"ها" صلوات از هادی است که از اسما خداوند است.

 

رسول خدا فرمود: در معراج ملکی دیدم که هزار هزار دست دارد(یعنی یک میلیون) و هر دستی هزار هزار

انگشت دارد و هر انگشتی هزار هزار بند دارد.آن ملک گفت: من حساب دانه های قطرات باران را میدانم

که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا میبارد.تعداد قطرات باران را از ابتدای خلقت تا حال میدانم ولی

حسابی است که من از محاسبه آن عاجزم.رول خدا فرمود:چیست؟ عرض کرد: هرگاه جماعتی از امت تو

با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم!

 

برای شادی روح مرحوم نادری صلوات

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~
86/07/03
 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)

استادم بانو فاطمه می فرمایند:

  • یک لباس را برای تنبیه نفس ده بار در یک مهمانی بپوش

 

  • طهارت خیال اینست که به خود سو ظن داشته باشیم و به دیگران فقط و فقط حسن ظن!

 

  • به هیچ وجه حق نداریم مستقیم عیوب دیگران را بگیریم و به دیگران امر و نهی کنیم.

 

  • در مردم عیب جویی مکن.

 

  • خود را به غذای خوب و لباس زیبا و بستر راحت عادت ندهید.

 

  • حتی مباح را ترک کنید تا اسیر هوی نشوید!

 

  • از مردم یا مکان یا معاشرتی که تو را از یاد خدا ببرد کناره بگیر

 

  • فقط آنجا که به خدا و پیغمبر و دینت اهانت می شود ناراحت شو و الا در غیر این موارد عفو کن

 

  • عفو یعنی از اذیت دیگران،وجود فشار نكشد،بدي را نبيند،ناراحت نشود بعد هم خوبي كند.

 

  • خيلي زشت است انسان بگويد "نمي توانم"! در هر ضعف و ركود ما شيطان سو استفاده ميكند.

 

  • اگر كسي به تو انتقاد كرد دردت نيايد!!

 

  • هرگاه علم و معرفتي آموختي،سخنراني نكن،وصف نكن،حرف نزن،تعريف نكن،در صورت تقاضا بيان كن.

 

  • حرام را در فعل و صفت و اعتقاد ترك كن.

 

  • هر لحظه در مراقبه باشيد!

 

  • بخش عمده در ارتباط با مردم در جهت هدايتشان،مدارا كردن با آنهاست.

 

  • راه رفتن فقط شكستن است!

 

  • بايد زماني در روز را حتما متذكر به معارف و يادگيري امور معنوي شويم و الا خيال، تو را در دنا مي برد.

 

  • هر ولادتي موقوف به وفاتي است.دم به دم بمير تا زنده شوي!!

 

  • فقط گناه نكن! ديگر نگران هيچ نباش!

 

  • خدا وقتي كسي را دوست دارد با صفت جلالي برخورد ميكند.

 

  • وقتي گناهي صورت مي گيرد وجود حضرت مهدي (ع) درد مي گيرد.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~
86/06/20
 

نامه‌ات‌ كه‌ به‌ دستم‌ رسيد،من‌ خواب‌ بودم؛ نامه‌ات‌ بيدارم‌ كرد. نامه‌ات‌ ستاره‌اي‌ بود كه‌ نيمه‌شب‌ در

خوابم‌ چكيد و ناگهان‌ ديدم‌ كه‌ بالشم‌ خيس‌ هزار قطره‌ نور است. دانستم‌ كه‌ تو اينجا بوده‌اي‌ و نامه‌ را

خودت‌ آورده‌اي. رد‌ پاي‌ تو روشن‌ است.

هر جا كه‌ نور هست، تو هستي، خودت‌ گفته‌اي‌ كه‌ نام‌ تو نور است.

نامه‌ات‌ پر از نام‌ بود. پر از نشان‌ و نشاني. نامت‌ رزاق‌ بود و نشانت‌ روزي‌ و روز.

گفتي‌ كه‌ مهماني‌ است‌ و گفتي‌ هر كه‌ هنوز دلي‌ در سينه‌ دارد دعوت‌ است.گفتي‌ كه‌ سفره‌ آسمان‌ پهن‌

است‌ و منتظري‌ تا كسي‌ بيايد و از ظرف‌ داغ‌ خورشيد لقمه‌اي‌ برگيرد.

و گفتي‌ هر كس‌ بيايد و جرعه‌اي‌ نور بنوشد، عاشق‌ مي‌شود.

گفتي‌ همين‌ است، آن‌ اكسير، آن‌ معجون‌ آتشين‌ كه‌ خاك‌ را به‌ بهشت‌ مي‌برد. و گفتي‌ كه‌ از دل‌ كوچك‌

من‌ تا آخرين‌ كوچه‌ كهكشان‌ راهي‌ نيست، اما دم‌ غنيمت‌ است‌ و فرصت‌ كوتاه‌ و گفتي‌ اگر دير برسيم‌

شايد سفره‌ات‌ را برچيده‌ باشي، آن‌ وقت‌ شايد تا ابد گرسنه‌ بمانيم...

آي‌ فرشته، آي‌ فرشته‌ كه‌ روزي‌ دوستم‌ بودي، بلند شو دستم‌ را بگير و راه‌ را نشانم‌ بده، كه‌ سفره‌ پهن‌

است‌ و مهماني‌ است. مبادا كه‌ دير شود، بيا برويم، من‌ تشنه‌ام، خورشيد مي‌خواهم.

عرفان نظر آهاری

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~
86/06/07

 

 

بي قراري هايت را به باد بسپار كه خدا پيشتر از اين وعده حضور آخرين بازمانده اش را

 

در نفس نفس زدن هاي زمين جاري كرده است.بي قراري هايت را به باد بسپار كه

 

حضور فرزند تو انكار نا پذير است بگذار تقدير پنهاني فرزندت پنهان بماند.

 

آرام تر بانو! آرام تر! درست است كه آسمان به داشتن فرزند تو فخر مي

 

فروشد،درست است كه اين روزها به او نزديك تري اما زيمن ميعادگاه تحقق وعده اي

 

است كه خدا پيشتر از اين به طوفان قلبهاي نا آرام،مژده رسيدنش را داده

 

است،اندوهگين مباش كه تو خوب مي داني فرزندت در كجاي تمام اتفاق هاي خدا

 

ايستاده است كه تپش هاي صداقانه هيچ دلي به انكارش بر نمي خيزد و هيچ

 

شفافيتي نيست كه بتواند در زلال حضور آيينه خيزش گم نشود!

 

تو كه مي داني خدا هجاي انتظار را به بهاي او به وادي معنا كشانده است و هيچ

 

هياهويي نخواهد توانست بلنداي خيزش نامش را از ضرباهنگ وعده هاي محقق

 

شدني پس بگيرد؛تو كه مي داني!

 

بگذار هر كسي كه مي خواهد انكار كند،اينان مردماني هستند كه وقتي در ادراك

 

حادثه اي مي مانند دست به انكارش مي زنند و شانه خالي مي كنند و مي گريزند! و

 

چه بد مردماني!

 

بگذار هر كسي كه مي خواهد انكار كند كه خدا مي داند چگونه حجتش را به نا بينا

 

ترين چشم هاي در سياهي مانده نشان دهد،هنوز زود است بانو!

 

 


 

 

 

از سيد العابدين امام سجاد (ع) روايت شده كه فرمودند: ما امامان مسلمين و

 

حجتهاي الهي بر عالميان و سادات و آقايان مومنين و امير رو سفيدان و نيكويان

 

جهان و سرور اهل ايمان و مايه ايمني اهل زمين هستيم چنانكه ستارگان براي اهل

 

آسمانها امان هستند خداوند به ما آسمان را نگه داشته تا بر زمين نيفتد مگر به اذن

 

او و به ما زمين را نگه داشته تا اهلش را نلرزاند مگر به اذن او، به ما باران فرو مي

 

فرستد و به ما رحمت را منتشر مي سازد و بركات زمين را بيرون مي آورد و اگر در

 

زمين حجت ما نباشد زمين اهلش را فرو مي برد.

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~
86/05/22
 

آورده اند عابدی بر سر کوهی منزل کرده و لحظه ای از یاد خدا غافل نبود و خداوند یک درخت انار و یک

چشمه آبی سرد به او عطا فرموده بود که از آن انار می خورد و از آب می آشامید و رفع خباثت و نجاست

می کرد.تا مدت شش صد سال به این نحو می زیست.روزی از خداوند خواست که او را در حال سجده

قبض روح کند تا فردای قیامت سر از سجده بردارد و خداوند حاجت عابد را برآورده کرد.آن وقت خداوند عالم

می فرماید:به رحمت من داخل بهشت شو.

عابد عرض می کند:خدایا!پس اجر و مزد ششصد سال من چه شد که مرا به رحمت خود داخل بهشت

می گردانی؟

خطاب رسید:ای ملائک! این بنده عدل م را می خواهد.معادله و مقابله کنید عبادت های او را با تمام

نعمت هایی که در دنیا به او عطا کردم.

وقتی که مقابله می کنند می بینند که تمام عبادت های او مقابله نمی کند با یک دانه انارها که هر روز

می خورده است.آن وقت خطاب می رسد:شکر نعمت های دیگرم کجاست؟

عابد وقتی این سخن را می شنود سر خجالت پیش می افکند.

خطاب می رسد:او را ببرید به جهنم!

آن بنده فریاد می کند:خدایا! بد کردم... با من به فضل خود رفتار کن و مرا به رحمت خود داخل بهشت

گردان.آن وقت حق تعالی او را داخل بهشت می کند.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~
86/05/06
 

استادم بانو فاطمه مي فرمايند

بنا به فرمايش ميرزا جواد ملکي تبريزي در کتاب "المراقبات" زيباترين تجلي ماه رجب تجلي ملک داعي

است.فرشته اي که خداوند متعال او را در آسمان هفتم قرار داده و چون ماه رجب برسد در هر شب تا

بامداد بانگ بر ميدارد که:خوشا به حال ياد کنندگان و فرمان برداران خدا.

انّ الله تبارک و تعالي نصب في السما السابغه ملکا يقال له الداعي

{خداي تعالي در آسمان هفتم ملکي را قرار داده که به آن فرشته داعي گفته مي شود}

في السما السابغه يعني هفتمين مرتبه ازمراتب وجودي ما همان هفت شهر عق که عطار گشت که

عبارتند از:

?.طبع(دنيا) و نفس ?.قلب ?.عقل ?.روح ?.سرّ ?.خفي ?.اخفي

مرتبه هفتم که اخفي است مرتبه عين انسان کامل است.مرتبه حقيقت محمديه(ص).مرتبه اي که تمام

اسما با هم يکجا جمع اند و کار مي کنند.

اين ملک از عالم هفتم جان انسانها با ملکوت انسانها چه مي گويد؟مي گويد:

طوبي للذاکرين طوبي للطائعين

فرشته در ملکوت جان انسانها در ماه رجب ندا مي کند که خوشا به حال ذاکرين و خوشا به حال اطاعت

کنندگان

و يقول الله تعالي انا جليس من جالسني و مطيع من اطاعني ...

فرشته اي از سوي "الله" آمده مي گويد:خداوند مي فرمايد:"من همنشين کسي هستم که با من

همنشيني کند و فرمان بردار کسي که فرمان من برد و آمرزنه آن که از من طلب آمرزش کند.ماه ماه من

است .بنده بنده من و رحت رحمت من.هر کهاز من چيزي بخواهد به ا ببخشم و هرکه از من راه جويد

راهنمايي اش کنم.من اين ماه را شته اي بين خود و بندگانم قرار داده ام که هر که به آن بپيوندد به من

رسد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~
86/04/28
 

فرشته‌ها آمده‌اند پايين. همه‌ جا پُر از فرشته‌ است.از كنارت‌ كه‌ رد مي‌شوند، مي‌فهمي؟ اسمت‌ را كه‌

صدا مي‌زنند، مي‌شنوي؟ دستشان‌ را كه‌ روي‌ شانه‌ات‌ مي‌گذارند، حس‌ می کنی؟

مي‌كني؟راستي، حياط‌ خلوت‌ دلت‌ را آب‌ و جارو كرده‌اي؟دعاهايت‌ را آماده‌ گذاشته‌اي؟ آرزوهايت‌ را مرور

كرده‌اي؟مي‌داني‌ كه‌ امشب‌ به‌ تو هم‌ سر مي‌زنند؟مي‌آيند و برايت‌ سوغاتي‌ مي‌آورند، پيرهن‌ تازه‌ات‌

را.خدا كند يك‌ هوا بزرگ‌ شده‌ باشي. مي‌آيند و چهار گوشه‌ دلت‌ را نور و گلاب‌ مي‌پاشند.

مي‌آيند و توي‌ دستشان‌ دعاي‌ مستجاب‌ شده‌ و عشق‌ است.

مبادا بيايند و تو نباشي. مبادا درِ‌ دلت‌ را بسته‌ باشي.

مبادا در بزنند و تو نفهمي. مبادا...

كوچه‌ دلت‌ را چراغاني‌ كن. دمِ‌ در بنشين‌ و منتظر باش.

فرشته‌ها مي‌آيند. فرشته‌ها حتماً‌ مي‌آيند.

خدا آن‌ سوتر منتظر است. مبادا كه‌ فرشته‌هايت‌ دست‌ خالي‌ برگردند.

عرفان‌ نظرآهاري‌

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~
86/03/26

 

من بچه نیستم مادر!

شمشیر هایی که در کربلا به روی برادرم کشیده می شود ساخته کارگاه سقیفه است.

نطفه اردوگاه ابن سعد در مشیمه سقیفه منعقد می شود.

اگر علی اینجا تنها نماند که حسین در کربلا تنها نمی ماند.

حسین در کربلا می خواهد با دلیل و آیه اثبات کند که فرزند پیامبر است.

پیامبری که تو در خانه او و در حریم او مورد تعدی قرار گرفتی.

تعدی به حریم فرزند پیامبر سنگین تر است یا نوه پیامبر؟

مادر!در کربلا هیچ زنی میان در و دیوار قرار نمی گیرد.

خودت گفته ای ما حداکثر تازیانه می خوریم اما میخ آهنین بدنهایمان را سوراخ نمی کند.

مادر!وقتی تو را از پشت در بیرون کشیدند من میخ های خونین را دیدم.

نگو گریه نکن مادر!

باید مرد در این مصیبت.

 باید هزار بار جان داد و خاکستر شد. ما سخت جانی کرده ایم که تا کنون زنده مانده ایم.

در عاشورا کودک شش ماهه به شهادت می رسد اما تو کودک نیامده ات به شهادت رسید.

من دیدم که خودت را در آغوش فضه انداختی و شنیدم که گفتی: مرا بگیر فضه،محسن ام را کشتند.

آن آتش که عصر عاشورا به خیمه ها میگیرد مبداش اینجاست.

دختر اگر درد مادرش را نفهمد که دختر نیست.

من کربلا را میان در و دیوار دیدم وقتی که ناله تو به آسمان بلند شد.

نگو گریه نکن مادر! 

  • برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~
86/03/10

 

           ای بپا کننده آتش بر در خانه فاطمه (س)؛ آهسته تر فریاد بزن!

می دانی پشت این در چه کسی آمده است؟جمعیتی که همراه آورده ای باعث وحشت بانویی می

شوند که محسن(ع) همراه است! به همراهانت بگو ساکت باشند که ناموس خدا در خانه است و عزیزان

پیامبر کنار اویند!

هیزم آورده اید! اینجا کجاست؟چرا آنها را کنار دیوار خانه می چینید؟سکوت علی (ع) اینچنین آتش غضب

شما را برافروخته است! شعله های سوزان قلب سوخته علی و زهرا که در این خانه اند برای گدازشان

کم بود که از بیرون نیز آتش می افروزید؟!

فاطمه جان! بحق پدرت کنار بیا.به جان علی از در فاصله بگیر.بخاطر محسن درون خانه بیا!

پاهایم بی طاقت شده! در باز شد! فاطمه بین در و دیوار است و می خواهد خم شود تا فرزند را حفظ کند

آتش از پایین در بر صورتش می زند! می خواهد بایستد محسنش از دست می رود! مهلتی نمانده فقط

یک لحظه!

فریاد فاطمه را می شنوم.آه او که هیچگاه در عمرش فریاد نکشیده چه می گوید؟ چه می خواهد؟

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~