تبليغاتX
مي رسد يوسف فاطمه (س) از راه... یوسف فاطمه سلام الله علیها
85/10/30

 

اکنون که صدای گامهای دشمن زمین را می لرزاند اکنون که چکاچک شمشیر ها بر دل آسمان خراش

 

می اندازد اکنون که صدای شیهه اسبها بند دلت را پاره می کند یک لحظه خواب کودکی ات را دوره می

 

کنی و احساس می کنی که لحظه موعود نزدیک است و طوفان به قصد شکستن آخرین امید به تکاپو

 

افتاده است.

 

همه تکیه گاههای تو باید فرو بریزد همه پیوندهای تو باید بریده شود همه دست آویزهای و باید بشکند

 

همه تعلقات تو باید گشوده شود تا فقط به او تکیه کن فقط به ریسمان او چنگ بزنی و این دل بی نظیرت

 

را فقط جایگاه او کنی.تا عهدی را که با همه کودکی ات بسته ای با همه بزرگی ات پایش بایستی:

 

پدر گفت:"بگو یک!"

 

و تو تازه زبان باز کرده بودی و پدر به تو اعداد را می آموخت.کودکانه و شیرین گفتی:"یک!"

 

و پدر گفت:"بگو دو!"

 

نگفتی!

 

پدر تکرار کرد:"بگو دو دخترم!"

 

نگفتی!

 

و در پی سومین بار چشمهای معصومت را به پدر دوختی و گفتی:"بابا!زبانی که به یک گشوده شد

 

چگونه می تواند با دو دمسازی کند؟

 

وحالا بناست تو بمانی و همان یک!همان یک جاودانه و ماندگار.

 

بایست بر سر حرفت زینب!که این هنوز اول عشق است.

 

 

  • سید مهدی شجاعی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~
85/10/23

     

                  حرم چوب است و آهن و سنگ

                   حریم نوری است با رافت دهد رنگ

                                                                       حرم در محدوده حدود

                                                                     حریم در وسعت نا محدود

                            حرم جسد را حبس کرده

                            حریم در وسعت پرواز کرده

 

.../      

     آن حرف است و این سکوت

            آن نمود است و این بود

                   آن به سوی یار است و این در کوی دلدار

                           آن راه فناست این عین بقاست

                                    آن پر بهاست و این بی بهاست ...

 

سلام امام "س - ل - ا - م" نیست بلکه حقیقت سلام است.یعنی سلام کننده وارد در حوزه سلم و امن

توحید می گردد." اشهدُ انّکَ تَشهَدُ مَقامی و تَسمَعُ کَلامی و تَرُدُّ سلامی"

در اذن دخول اعتراف می کنیم که گوش های ما در حجاب است اما در کنار آن از خداوند می خواهیم تا

باب فهم ما را برای دریافت لذت مناجات و لذت توحید باز کند " و فَتَحتَ بابَ فَهمی بلذیذ مناجاتهم...".

با تقرّب به ولی،می توان برنامه های حرکتی خود را تنظیم کرد.علت چه کنم های ما در زندگی،ماندن در

مرام سقیفه است.زیرا همواره می پنداریم امامی که به زیارتش می رویم در زیر خاک است و صدای ما را

نمی شنود و یا در مورد امام زمان (عج) می گوییم که غایب است و از رفتار و کردار ما بی خبر است.لذا

وقتی با این اوهام به اماکن مقدسه می رویم فقط از امام می خواهیم که وضعیت خانه،همسر،شغل،

سلامتی و سایر حوائج دنیوی ما را درست کند! اما اگر به جایگاه امام و ولایت امام در هستی پی برده

بودیم،هنگام حضور در اماکن مقدسه تنها لب بسته و دل باز می کردیم تا امام غل و زنجیر های غفلت را

از وجودمان پاره کرده و جهل و کوری دلمان را از میان بردارد.

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~
85/10/07

 

 

 

استادم بانو فاطمه می فرمایند:

 

 

 

عالم اَلَست عالمی است که انسان در آنجا از مِی ناب توحید مست بود و هیچ خودی غیر از جلوه های

 

حق نداشت و به خاطر همین بود که بلی گفت و تمام وجودش در تجلی عین حق شد(نه در ذات).وطن و

 

جان و وجود انسان در سیر نزول حجابها و حد ها را پذیرفت و چون خداوند دوست ندارد که این حد ها

 

باشد و مشیتش بر این موضوع تعلق نمی گیرد لذا عرفات را خلق کرده است و به بندگانش می

 

گوید:

 

"بنده من! این حد ها مال تو نیست.جماد و گیاه  و حیوان نیستی که بهانه بلی گفتن را داشته

 

باشی.هیچ کدام از آنها بلی نگفتند و از حمل کردن امانت من ابا کردند.تو حامل امانت و اسما روح من

 

هستی.اما تو این حجابها را پذیرفته ای و بلی وجود را از یاد برده ای.چون تو آیینه من هستی و من تو را

 

دوست دارم و نمی خواهم آیینه ام تیره شود برای همین هم عرفات را قرار داده ام."

 

او باید در اینجا(عرفات)  از صورت بگذرد تا به معنا برسد.سالک باید بداند اینجا جای پرداختن به صورت

 

نیست.در اینجا برای سالک گرما نباید گرما باشد و سرما نباید سرما باشد.در واقع در اینجا خودی نباید

 

باشد.سالک در اینجا عهد تشریعی با خداوند را تجدید می کند،با اعتراف به خطاها تجدید می

 

کند.

 

عرفات جای ضجه و ناله و سوز و درد است.جای پرپر زدن و جان دادن است.آنجا جای دعای عرفه

 

است و این دعا از زمان امام حسین(ع) نبوده است بلکه زمان پیغمبر،حضرت رسول(ص) مردم را دعوت

 

می کردند که دعای عرفه بخوانند و با دعا سیر کنند تا به معنا برسند.

 

عرفات قدمگاه مولاست و سالک به هر کجای آن پا می گذارد و هوای آن را استنشاق می کند،تمام آن

 

مکانها نورانی به نور ولایت است...

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط دختر آسمان  | 

~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~