یکی از مراحلی که برای سالک در طول سیر و سلوک پیش می آید قبض است.
به این معنا که بهجت و سرور ذاتی شخص از او گرفته می شود و فردی که دچار
این حالت است دائما گرفته است و یک حالت سر گشتگی و حیرانی برایش به
وجود می آید.
یکی از دلایلی که خداوند بر بنده اش قبض می فرستد این است که خطایی و
یا گناهی از او سر زده است و این قبض تنبیه او و برای پاک کردن روح است.
قبض و گرفتگی باعث می شود فرد نگاهی به اعمال و افکار خود بیندازد و
دلیل قبض و گرفتگی خود را بیابد و سعی در جبران و برطرف کردن آن بکند تا قبض
عارض شده برطرف گردد.
با این حال قبض همیشه بر اثر گناه و یا غفلت و عیوب و رذائل نیست بلکه قبض
گاهی برای سعی و تلاش بیشتر سالک و رشد و ترقی او به مرحله بالاتر عارض
او می شود.به این معنی که شخص سالک هر چقدر در می زند و هر چقدر سعی
در نزدیک شدن و قرب به محبوب می کند جوابی نمی شنود و به خواسته اش
نمی رسد و همین منع طلب و شوق و تشنگی او را افزون تر می کند و آن طلب
و شوق بر عمل و مجاهدتش می افزاید و این عمل رشد و ترقی وی را به مراحل
بالاتر به همراه می آورد.











